یکشنبه , ۲۹ مهر ۱۳۹۷
نوشته های جدید

پیشگویی های شاه نعمت الله ولی درباره ظهور امام زمان

از باب مقدمه می گویم که شاه نعمت الله ولی، از عرفای قرن هشتم و معاصرحافظ شیرازی بوده و۹۵ سال عمر کرده است و مزار او در ماهان کرمان واقع است و شهید مطهری در جلد ۱۴ مجموعه آثار خود؛ صفحه ۵۷۷ او را اجمالاً توثیق کرده و او را از معاریف و مشاهیر عرفا خوانده اند که نسب به علی (ع) می برد. پیش بینی های او شامل وقایع دوران صفویه و بعد از آن می شود و اهمیت آن از این جهت است که صفویه، قرنها پس از مرگ او به قدرت رسیده اند.

 

قدرت کردگار می بینم

حالت روزگار می بینم

 

ازنجوم این سخن نمی گویم

بلکه از کردگار می بینم

 

از سلاطین گردش دوران

یک به یک را سوار می بینم

 

هر یکی را به مثل ذره نور

پرتوی آشکار می بینم

 

از بزرگی و رفعت ایشان

صفوی برقرار می بینم

 

 

آخر پادشاهی صفوی

یک حسینی*به کار می بینم

 

*آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین؛ شاهی فاسد و ستمگر بوده است.

 

نادری در جهان شود پیدا

قامتش استوار می بینم

 

آخر عهد نوجوانی او

قتل او آشکار می بینم

 

شهر تبریز را چو کوفه کنند

شهرطهران* قرار می بینم

 

* اشاره به انتقال پایتخت به تهران.

 

بعد از آن دیگری  فنا گردد

شاه دیگر به کارمی بینم

 

که محمد* به نام او باشد

تیغ او آبدار می بینم

 

* بنابر ویژگیهایی که از او می گوید، مرادش احتمالاً محمد شاه قاجار است نه ،آغا محمدخان قاجار.

 

چارده سال پادشاهی او

دولتش کامکار می بینم

 

سال کز مرغ می شود پیدا

مرگ او آشکار می بینم

 

 

ناصر الدین به نصرت دوران

چارده هشت سال*می بینم

 

* عدد مزبور با هیچ یک از ارقام تاریخی در مورد ناصرالدین شاه تناسبی ندارد و نزدیک تر آن است که بگوییم مربوط به سن او در هنگام تاجگذاری باشد که البته این هم دقیق نیست زیرا مجموع هشت و چهار، ۲۲ است حال آن که وی در ۱۸ سالگی به قدرت رسیده است.

 

اما اگر عبارت را “چهار ده، هشت سال” بگیریم جور در میاید. یعنی ۴*۱۰=۴۰ و ۸ سال= ۴۸ سال (طول سلطنت ناصرالدین شاه)

 

 

از شهنشاه ناصر الدین شاه

شیونی بیم دار*می بینم

 

* اشاره به ترور ناصرالدین شاه.

 

روز جمعه ز شهر ذیقعده

تن او در مزار می بینم

 

بعد از آن شه مظفر الدین را

شاهیِش ناگوار می بینم

 

چارشنبه ز شهر ذیقعده*

مرگ او آشکار می بینم

 

* مرگ هر دو ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه در ذیقعده واقع شده است بنابراین پیش بینی او در این باره دقیق می باشد.

 

از الف تا به دال می گویم

شاه و شاهی فکارمی بینم*

 

* اشاره به نهضت مشروطیت ایران و تهدید پایه های سلطنت قاجاریه است.

 

درخراسان ومصروشام وعراق

فتنه و کارزار می بینم

 

جنگ وآشوب و فتنه ی بسیار

در یمین و یسار*می بینم

 

* آغاز جنگ جهانی اول، مصادف با ، آخرین روزهای عمر مشروطیت ایران.

 

غارت و قتل لشکر بسیار

در میان و کنار می بینم

 

شه چو بیرون رود ز جاگاهش*

شاه دیگر** بکارمی بینم

 

* مراد، احمد شاه قاجار است، جالب آنکه به خروج او از کشور اشاره می کند و نه مرگ او.

 

** مراد، رضا شاه است.

 

چون فریدون به تخت بنشیند

نوکرانش قطار می بینم

 

متصف بر صفات سلطان است

لیک من گرگ وار می بینم

 

دائم اسبش به زیر زین طلا

کمتر آن را سوار می بینم

 

عدل و انصاف در زمانه ی او

همچو هیمه به نار می بینم

 

علمای زمان او دائم

همه را تار ومارمی بینم*

 

* تقابل دولت با دین و روحانیت، هیچ گاه در تاریخ ایران، به اندازه ی دوران حکومت رضا شاه نبوده است. او کوشش کرد تا لباس روحانیت را از بین برده و به کلی سازمان روحانیت را فرو بپاشد.

 

هست فصل حجاب در عهدش

فصل را بی اعتبارمی بینم*

 

* مهم ترین اقدام ضد دینی رضاشاه، کشف حجاب زنان بود.

 

جنگ سختی شود تمام جهان*

کوه و صحرا فکار می بینم

 

* اشاره به آغاز جنگ جهانی دوم.

 

کار و بار زمانه وارونه

قحط و هم ننگ وعار*می بینم

 

* اشاره به نابسامانی شدید اقتصادی در ایران و گسترش قحطی، همچنین اشغال کشور توسط متفقین و خیانت رجال سیاسی، در همکاری با بیگانگان.

 

چون دو ده سال*پادشاهی کرد

شهیش برکنار**می بینم

 

* البته رضاشاه، بیست سال پادشاهی نکرده اما عملاً از سوم اسفند ۱۲۹۹ تا شهریور ۱۳۲۰، قدرت را در اختیار داشته است.

 

** اشاره به برکناری و تبعید رضاشاه.

 

پسرش چون به تخت بنشیند

بوالعجب روزگار می بینم

 

نوجوانی به سان سرو بلند

رستمش بنده وار می بینم

 

در امور شهی است بی تدبیر

لیکنش بخت یار*می بینم

 

* خود محمدرضا پهلوی نیز معتقد بود که در کار پایداری سلطنتش، علیرغم حوادث سهمگین که می توانست طومار حکومت او را در هم بپیچد، همواره بخت یار او بوده تا جایی که مدعی بود که خداوند حامی اوست.

 

بس فرومایگان بی حاصل

حامل کار و بار می بینم

 

مذهب و دین ضعیف می یابم

مُبتدع* افتخارمی بینم

 

* بدعت گزاری در دین.

 

ظلم پنهان، خیانت و تزویر

بر اعاظم شعار می بینم

 

ظلمت ظلم ظالمان دیار

بی حد و بی شمار می بینم

 

ماه را رو سیاه می یابم

مهر را دل فکار می بینم

 

دولت مرد و زن رود به فنا

حال مردم فکار می بینم

 

غارت و قتل مردم ایران

دست خارج به کار می بینم

 

کهنه رندی به کار اهرمنی*

اندر این روزگار می بینم

 

* بسیار عجیب است که او ابتدا دخالت خارجی را در غارت و قتل مردم ایران مورد اشاره قرار می دهد، سپس آن قدرت خارجی را شیطانی قلمداد می کند ( شیطان بزرگ؛ آمریکا).

 

دور او هم تمام خواهد شد

لشکری را سوار می بینم

 

شور و غوغای دین شود پیدا*

سر به سر کارزار می بینم

 

* اشاره به وقوع انقلاب اسلامی ایران و مبارزات گسترده ی مردمی از یک سو و کشتار مردم به دست جلادان رژیم شاه، از سوی دیگر.

 

قصه ای بس غریب می شنوم

غصه ای در دیار می بینم

 

جنگ و آشوب و فتنه ی بسیار

نام او زشت و خوار*می بینم

 

* محمد رضا پهلوی، تنها شاهی است که مردم ایران، مستقیماً او را مورد خطاب قرار داده و مرگ بر او گفتند. بنابراین وی خوارترین شاه در سلسله پادشاهی ایران است.

 

کم ز چل* چون که پادشاهی کرد

سلطه اش تار و مار می بینم

 

* اشاره به ۳۷ سال حکومت محمدرضا پهلوی.

 

غم مخورزانکه من دراین تشویش

خرمیّ وصل یار می بینم

 

بعد از او شاهی از میان برود

عالمی چون نگار می بینم

 

سیدی را ز نسل آل رسول

نام او، برقرار*می بینم

 

* اولاً سیادت امام خمینی (ره) را تصریح می کند، ثانیاً نام او را نیز تعیین می نماید زیرا عدد واژه ی « برقرار» به حروف ابجد، ۷۱۰ و عدد واژه ی «خمینی» نیز ۷۱۰ می باشد.

 

نایب مهدی(عج)* آشکار شود

سروری را سوار می بینم

 

* نیابت عام حضرت ولی عصر ارواحنا فداه، از پایان غیبت صغری، آغاز شده است اما هیچگاه نیایت عام فقها، آشکار و علنی و عملیاتی نبوده است تا اینکه با وقوع انقلاب اسلامی ایران، نیابت عام فقها، فعلیت یافت و حکومت ولایت فقیه؛ با تکیه بر نیابت عام حضرت حجت عجل الله فرجه، تأسیس گردید.

 

پیشوای تمام دانایی

رهبری با وقار می بینم

 

متصف بر صفات سلطانیست

لیک درویش وار می بینم

 

رهنما و امام هفت اقلیم

نام او را شعار می بینم

 

همچو مولا جلال الدین مولا

شمس تبریز وار می بینم

 

بندگان جناب حضرت او*

سر بسر تاجدار می بینم

 

* اشاره به مسئولینی است که تحت ظلّ ولی فقیه، یکی پس از دیگری خدمت    می کنند.

 

گوهر شب چراغ بهر کمال

آن دُرِ شاهوار می بینم

 

هرکجا رو نهد به فضل الاه

دشمنش خاکسارمی بینم*

 

* در روایات معصومین (ع) نیز این بشارت به چشم می خورد که حکومت جمهوری اسلامی، از شکست و ناکامی مصونیت دارد. تا قبل از آن، دور دورِ پیروزی فتنه ها بر اهل حق است اما در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سهمگین ترین فتنه ها ، با امداد الهی، ناکام می ماند. امام خمینی نیز پیش بینی فرمودند که ملت ایران، پرچم را به امام عصر(عج) تسلیم خواهد نمود.

 

با کرامات و جامع آداب

آصف روزگار می بینم

 

تا چهل سال ای برادر من

دوره ی شهریار می بینم*

 

* در روایات آمده است که « … کذب الوقّاتون » تعیین کنندگان وقت ظهور، دروغ می گویند. در بیت اخیر ، ظاهراً وقت تعیین شده است اما توجه به این نکته ضروری است که اولاً شاعر، روز و ماه و سال تعیین نکرده، ثانیاً چه بسا او زمان وقوع را مدّ نظر ندارد و صرفاً به ترتیب حوادث اشاره می کند، ثالثاً امروز برای ما معلوم شده که نظام جمهوری اسلامی، کی تأسیس شده و کی چهل ساله می شود، اما برای او معلوم نبوده است، رابعاً عدد چهل، یکی از اعداد مقدس در اسلام شمرده شده و چه بسا مراد، خودِ عدد چهل نباشد بلکه شاعر از باب تقریب به آن توجه کرده و مراد او این است که پس دوره ای که از حکومت جمهوری اسلامی گذشت، امام زمان(عج) ظهور خواهند کرد. بنابر این برای ما فقط این نکته مهم است که انشاءالله ، جمهوری اسلامی، به حکومت آن حضرت متصل خواهد شد ؛حقیقتی که هم در روایات معصومین به آن اشاره شده و هم امام خمینی به آن تصریح فرموده اند.

 

نکته ی دیگر آن است که شاعر نمی گوید: «دور آن شهریار می بینم»، بلکه     می گوید:«دوره ی شهریار می بینم» ؛ زیرا درصورت اول، حکومت شخص خمینی کبیر باید ادامه می یافت و توسط او به صاحب اصلیش تسلیم می شد اما در مصراع اصلی تصریح می کند که طول حیات جمهوری اسلامی، دوره ی شهریاری خمینی کبیر است و حکومت از اندیشه ها و آرمانهای او منحرف نمی شود .

 

بعدازآن خود امام خواهد بود                  که جهان را مدار می بینم

 

صورت و سیرتش چو پیغمبر                  علم و حلمش شعار می بینم

 

قائم شرع آل پیغمبر

به جهان آشکار می بینم

 

میم وحا، میم ودال می خوانند

نام آن نامدار می بینم

 

از کمربند آن سپهر وقار

تیغ چون ذوالفقار می بینم

 

جنگ سختی شود تمام جهان*

کوه و صحرا  فکار می بینم

 

* احتمالاً جنگ جهانی سوم.

 

مردمان جهان ز انس و پری

همه را در فرار می بینم

 

مر مسیح از سما فرود آید

گوردجال زار*می بینم

 

* یکی از علائم قطعی ظهور، پیدایش دجال است. بسیاری از متفکران امروز، دجال را همان دستگاه عظیم تبلیغاتی، هنری و رسانه ای غرب جدید می دانند که مجهز به کارآمدترین سلاحها؛ یعنی تکنولوژی فرا پیشرفته ی ارتباطات می باشد و همه ی وجهه ی همت خود را در تخدیر ذهن و اندیشه و تخریب فرهنگی ملل جهان قرار داده است. بنابر روایات، پس از رجعت حضرت مسیح(ع)، و با توجه به اینکه خواستگاه دجال، مغرب زمین بوده و ظاهراً از تمدن مسیحی برخاسته است، کار نابودی او ،به مسیح(ع) سپرده می شود.

 

رنگ یک چشم اوبه رنگ کبود*

خری بر خر سوارمی بینم**

 

* در روایات است که دجال، یک چشم دارد و آن چشم که رنگی کبود دارد،     همه ی صورت او را اشغال کرده است و همه ی نظرها را به خود جلب می کند و همه ی ملل جهان به او می نگرند. برخی، این ویژگی ها را با تلویزیون و مانیتور رایانه تطبیق داده اند.

 

** خری بر خر سوار، اشاره به این است که مبنای تفکر و دعوت دجال، حماقت و جهل بوده و کار اصلی او این است که مردم را از حقایق هستی، غافل نماید و آنان را به جهل و تن پروری و زر اندوزی و فساد و شهوت و دنیا طلبی، سرگرم کند.

 

هر قدم از خرش بود میلی

دورگردون غبارمی بینم*

 

* ویژگیهای مزبور که البته در روایات نیز با همین تعابیر اشاره شده است، نشان   می دهد که دجّال، انسان نیست زیرا هر قدم او یک میل راه است و وجود او، تمام دور گردون و منظومه ی شمسی را مثل غباری پر کرده است، بنابر این دجال، امواجی است که به سرعت منتشر می شود و از طریق ماهواره ها که دور گردون در حرکتند، به همه جای زمین ، منتشر می گردد.

 

آل سفیان* تمام کشته شوند

با هزاران سوار می بینم

 

* همه می دانیم که یکی از علائم قطعی ظهور، خروج سفیانی است. سفیانی بنابر آنچه در روایات آمده است، یک شخص نیست بلکه یک جریان اقتدارگرا؛ متشکل از سفیانی های متعدد است که سلطه را دنبال می کند. همه این را هم می دانیم که دشمن ترین دشمنان پیامبر(ص)، ابوسفیان و پس از او ، دشمن ترین دشمنان آل پیغمبر(ع)، آل سفیان یا همان بنی امیه بوده اند. پس جریان سفیانی، یک جریان تاریخی است که از ابوسفیان آغاز شده و با معاویه و یزید و بنی امیه و سپس     همه ی سلطه گران فاسد که در مقابل حق و حقیقت ایستاده اند، ادامه یافته است و سرانجام به سفیانی عصر ظهور ختم می شود که به تمام قامت، در مقابل فرزند پیامبر خواهد ایستاد اما این بار با همه ی سپاهش، نابود خواهد شد.پس سفیانی عصر ظهور، همان جریان سلطه ی جهانی است که حق و عدالت را برنمی تابد. نابودی سفیانی، در حقیقت، انتقام از همه ی ظلمهای تاریخی و خونهای به ناحق ریخته شده است؛ مخصوصاً انتقام از بزرگترین ظلم و خونریزی تاریخ، که در کربلای حسینی رقم خورد.

 

مهدی وقت و عیسی دوران

هر دو را شهسوار می بینم

 

دین و دنیا از او شود معمور

خلق از او، بخت یار می بینم

 

مسکنش شهر کوفه خواهد بود

دولتش پایدار می بینم

 

هفت باشد وزیر سلطانم

همه را کامکار می بینم

 

زینت شرع و رونق اسلام

محکم و استوار می بینم

 

عاصیان از امام معصومم

خجل و شرمسار می بینم

 

گرگ با میش، شیر با آهو

در چرا، برقرار می بینم*

 

* کنایه از گسترش عدل و امنیت و رفاه بر جغرافیای زمین، تحت حکومت واحد جهانی حضرت حجت روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء

 

نه درودی به خود همی گویم

بلکه از سرّ یار می گویم

 

نعمت الله نشسته در کنجی

همه را در کنار می بینم

 

دانلود دیوان شاه نعمت الله ولی

درباره rahmani

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 + 4 =